تبليغاتX
فرانسه
محمد حسین نعیمی

 

نگاهی اجمالی به تاریخچه باستان شناسی فرانسه در ایران

فرانسه در ایران هرگز نقش سیاسی عمده و پایداری نداشته است. زمانی كه انگلیسی ها، انحصار استخراج نفت و بلژیكی ها، امتیاز اداره امور گمركات ایران را كسب كردند، فرانسه انحصار حفاری ها و اكتشافات باستان شناختی را در این كشور به دست آورد. به اصرار ناپلئون سوم و اظهار علاقه شاه ایران، در فاصله سال های 1843 و 1854م ، دو معمار فرانسوی به نام های فلاندَن و كُست به ایران سفر كردند و نخستین گزارش علمی ( 1852-1851م)را در باره عمده ترین اماكن باستانی ایران ( پرسپولیس ، پاسارگاد و طاق بستان ) منتشر كردند. هیات باستان شناسی دیگری نیز زیر نظر دیو لا فوآ در سال های 1845-1844م نخستین حفاری های باستان شناسی در شوش را بر عهده گرفت. در سال 1890م حكومت فرانسه یك هیات علمی زیر نظر دمورگان، كه مهندس معدن بود، به ایران فرستاد تا در نواحی غربی سرزمین ایران در همه زمینه های زمین شناسی، گیاه شناسی، بوم شناسی و باستان شناسی تحقیق كند . یكی از نتایج تحقیقات مذكور این بود كه برای اولین بار در خاور میانه وجود ذخایر نفتی در قصر شیرین كشف شد. گزارش این هیات كه در 9 مجلد در فاصله سال های 1895 تا 1905 م منتشر شد، به عنوان نخستین تحقیق علمی جامع در باره ایران، خود اثری سترك است. دمورگان در پرتو توفیقاتی كه حاصل كرده بود، در سال 1897م به عنوان نخستین نماینده ارشد برای مراقبت از منافع وزارت آموزش عمومی فرانسه، به ایران اعزام گردید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 18:8  توسط محمد حسين نعيمي  | 

 

نگاهي به سير ترجمه رباعيات خیام به فرانسه

نخستین بار ژان باتیست نیکولا، 464 رباعی منسوب به خیام را به زبان فرانسه ترجمه و در سال 1867م منتشر کرد. این ترجمه، از اولین و قدیمی ترین ترجمه‏های فرانسوی رباعیات خیام به شمار می‏رود. البته قبل از او، گارسن دو تاسی خاورشناس فرانسوی، در نوشته‏ای با عنوان یادداشت هایی درباره خیام که در سال 1857م منتشر شد، ده رباعی خیام را به فرانسه درآورده بود. در سال 1902م شارل گرولو به ترجمه جدیدی از رباعیات خیام از روی نسخه خطی مورخ 865 ق. کتابخانه بادلیان آکسفورد همت گماشت و با نگاهی متفاوت از نیکولا به خیام نگریست. پس از آن، تا سال 1921م. چهار ترجمه فرانسوی دیگر از رباعیات خیام توسط روبر دلپش (1910م)، جمس هانری هالار (1912م)، اودت سن‏لیس (1916م) و ژ. م. کارپانتیه (1921م) عرضه شد که همگی آنها از ترجمه انگلیسی فیتز جرالد بهره گرفته بودند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 14:14  توسط محمد حسين نعيمي  | 

 

Charles-Henri de Fouchécour

شارل هانری دو فوشه کور متخصص زبان و ادبیات فارسی واستاد برجسته و بازنشسته‌ دانشگاه پاریس 3( سوربن جدید) و مترجم ديوان کامل حافظ به زبان فرانسه

شارل هانری دوفوشه كور در سال ۱۹۲۵م در مراكش به دنيا آمد و هفده سال اول عمرش را در آن كشور گذراند. پدرش مهندس راه آهن و مدیر قطار در مراکش بود. زندگی در آنجا این فرصت را برای وی فراهم آورد تااندکی با تمدن اسلامی و مخصوصا طرز فکر مردم مراکش آشنا شود.  او در الجزاير، تونس و در شهر ليون در فرانسه به فراگيری علوم دينی و زبان عربی پرداخت. روزی یکی از اساتید زبان عربی او در تونس به او پيشنهاد كرد: «اگر به تمدن اسلامي قرون وسطا علاقه دارید، لازم است با زبان و ادبیات ایران آشنا شوید، زیرا ایرانیان در تاسیس این تمدن نقش اصلی ایفا کرده‌اند». بنابراین او به فراگيری زبان و ادبیات فارسی روی آورد و از سال 1343 هجری تحصیلات رسمی خود را در لانگزو و در سوربن پاریس شروع کرد و تا دوره دکتری پیش رفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 21:2  توسط محمد حسين نعيمي  | 

 

کریستیان ژامبه و مولانا جلال الدین محمد بلخی

Christian Jambet (23 avril 1949, Alger)

Jalâloddîn Rûmî : Soleil du réel, Poèmes d'amour mystique, 1998, 227 p

 

کریستیان ژامبه یکی از فیلسوفان و شرق شناسان معاصرفرانسه است که تأثیر بسیاری از هانری کُربَن پذیرفته است. از تفاوت های کُربَن و ژامبه در مورد مولانا این است که ژامبه بیشتر از کُربَن به مولانا توجه دارد، زیرا با ترجمۀ گزیده دیوان شمس، کتاب مستقلی را به مولانا اختصاص می دهد که برای یک فیلسوف کاری بسیار مهم است. همچنین می توان اضافه کرد که کُربَن توجه خود را معطوف مثنوی می کند، در صورتی که ژامبه به دیوان شمس نظر دارد.او گزیدۀ دیوان شمس را ترجمه و چاپ کرده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:3  توسط محمد حسين نعيمي  | 

 

گروه تحقیقاتی « جهان ایرانی و شبه قاره هند »

Equipe de Recherche MONDE IRANIEN

تاریخ تاسیس : 1995 ميلادي

محل استقرار : فرانسه ( پاریس )

فعالیت ها : جهان ایرانی یك گروه تحقیقاتی و پژوهشی است كه در ژانویه 1995 و با همکاری اساتید و  پژوهشگران مركز ملی تحقیقات علمی ( پاریس ) ، دانشگاه جدید سوربون ( پاریس  III ) موسسه ملی زبان ها و تمدن های شرق ( پاریس ) و دانشكده كاربردی مطالعات عالی پاریس شكل گرفت . این گروه با گردهم آوردن محققان و كارشناسان متعدد فرانسوی و خارجی به مطالعه و پژوهش در زمینه زبان ها ، فرهنگ ها ، جوامع ، ادبیات و تاریخ ایران زمین  از قرن ششم پیش از میلاد ( دوران باستان ) تا عصر حاضر می پردازد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 11:4  توسط محمد حسين نعيمي  | 

 

موریس بارِس و مولانا جلال الدین محمد بلخی

Maurice Barrès ( 1862 – 1923 )

مولانا در مثنوی عطر و نور و موسیقی را با هم درآمیخته است.

 

موریس بارس(1923 – 1862 ) نویسنده و سیاست‌مدار فرانسوی به‌خاطر علاقۀ شدید به مولانا و نیز مراسم سماع فرقۀ مولویه، که در فرانسه به‌نام درویش‌های گردان معروف بودند، به قونیه سفر می‌کند. رقص عارفانۀ درویشان و مریدانِ مولانا جلال الدین محمد بلخی منظره ای است که توجۀ نویسندگان مسافر فرانسوی را به ویژه از قرن نوزدهم به بعد به خود جلب کرده است . اما در میان آنها هیچ یک به اندازۀ بارس به مولانا و سماع مولویه نپرداخته است.

سر آغاز مثنوی و برخی دیگر از اشعار مولوی را بارس از روی ترجمه های پراکنده و نیز از روی آنچه درمناقب العارفین خوانده بود ، به زبان فرانسوی در می آورد و مشاهداتش  نیز در قونیه ، او را به تأملاتی دربارۀ « عرفان در همۀ ادیان » برانگیخته و اندیشه های پیشین او را دگرگون کرده است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 2:12  توسط محمد حسين نعيمي  | 

 

نگاه هانری کُربَن به مولانا جلا ل الدین محمد بلخی

 

هانری کُربَن از ایران شناسان مشهور فرانسوی است که پژوهش های ارزنده ای دربارۀ برخی از بزرگ ترین شخصیت های فلسفی- عرفانی ایران از جمله سهروردی، ابن سینا، روزبهان بقلی، ملاصدرا و ... انجام داده است، اما به دلیل ارتباط عمیق شعر با فلسفه و عرفان در ایران، هرازگاهی نگاهی نیز به شاعران بزرگی چون حافظ ، عطار و مولانا داشته است . او در بعضی از آثارش ، از مولانا و اشعارش به عنوان مرجعی گریزناپذیر برای شناخت اندیشه و فرهنگ ایرانی یاد می کند . به همین دلیل در مجموعۀ ارزشمندش با عنوان « دربارۀ اسلام ایرانی » ، چندین بار به مولانا و مثنوی او ارجاع می دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 1:51  توسط محمد حسين نعيمي  | 

 

اِوا دُ ویترای مِیرُویچ ؛ مولوی شناس فقید فرانسوی

Èva de Vitray-Meyerovitch

 

خانم « اِوا دُ ویترای مِیرُویچ » ( 2001- 1909 )را باید بزرگترین مولانا شناس فرانسوی دانست. او بیشتر آثار مولانا را به زبان فرانسوی ترجمه کرده و در کتاب های تألیفی خود نیز آثار مولانا را مورد بررسی کارشناسانه قرار داده است. اودر مورد چگونگی آشنایی با مولانا می گوید : « روزی یک دوست مسلمان ، کتابی از اقبال لاهوری پیش رویم نهاد . هنگامی که آن را مطالعه کردم، مرا بسیار مجذوب کرد و من با وجود مشغله های زیاد تصمیم گرفتم کتاب را ازانگلیسی به فرانسه ترجمه کنم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 15:39  توسط محمد حسين نعيمي  | 

 

        گزارش فرخنده حاجی زاده از همایش ادبیات و موسیقی در فرانسه در سال 2000

 

اشاره : اخیرا در میان یادداشت هایم به دنبال مطلبی می گشتم که به طور اتفاقی به گزارشی کوتاه از خانم فرخنده حاجی زاده ، شاعر ، نویسنده و مدیر انتشارات ویستار برخوردم که از چگونگی برپایی همایش آدبیات و موسیقی  در 24 و 25 نوامبر سال 2000 در فرانسه ارائه داده بود .در این همایش نویسندگان ، پژوهشگران و هنرمندانی از كشورهاي مختلف شركت كرده بودند . خانم فرخنده حاجي زاده و شهريار مندني پور از مدعوین ایرانی در حوزه ادبیات و داستان بودند که به این همایش دعوت شده بودند. از آنجا که گزارش مورد نظر برای من هنوز از تازگی برخوردار بود ، لازم دانستم برای استفاده علاقمندان در این وبلاگ آورده شود ، باشد که مارا در خصوص حضور ادبیات معاصر ایران در فرانسه به تامل وادارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 1:10  توسط محمد حسين نعيمي  | 

 

معرفی کتاب گی یودُسه با عنوان « درگلستان سعدی »

Guillot de Saix ( Leon ): Au Jardin de Saadi , Paris , 1959

 

گی یودُسه ( 1964 -1885 ) شاعر ، نمایشنامه نویس و داستان پرداز معاصر فرانسوی کتابی با عنوان « در گلستان سعدی » نگاشته و این عنوان را برای مجموعه ای از داستان های خود برگزیده است . وی سعدی را خوب می شناخته و از او الهام بسیار گرفته است . آشنایی او باسعدی ازدو راه بوده است :یکی از راه ترجمه های متعدد گلستان و بوستان و شرح هایی که به زبان فرانسه بر آنها نوشته شده و دیگری به یاری برخی از ایرانیان مقیم فرانسه است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 22:2  توسط محمد حسين نعيمي  | 

         

آواز جهان : هنر ايران عصر صفوي " نمايش شكوه هنر دوران صفويه درموزه لوور پاريس

Le Chant du monde: L'art de l'Iran Safavide (Louvre)

 

 

                          

زمان نمايشگاه : از دوشنبه 9مهر1386(اول اكتبر2007) تا 17دي‌1386(7 ژانويه2008)

مكان نمايشگاه : تالار ناپلئون موزه لوور ، درست در زير هرم شيشه‌اي موزه قرار دارد و اين تالار درحدود۵۰۰ مترمربع مساحت دارد و يكي از مهمترين تالارهاي نمايش موزه لوور پاريس است .

آدرس اينتر نتي : http://mini-site.louvre.fr/arts-islam/iran_safavide/index.htm

 

 

1- نمايشگاه " آواز جهان " در موزه لوور پاريس،مهمترين دستاوردهاي تمدني دوران پس ازاسلام ايران يعني دوره صفويه را به نمايش گذاشته و مي‌توان آن را ازنمايشگاههاي منحصربفرد موزه لوور پاريس قلمداد كرد.

2- نمايشگاه فرهنگ و هنر صفوي به عنوان نخستين همكاري فرهنگي مشترك ايران و فرانسه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، در موزه لوور پاريس برپا شده و برپايي اين نمايشگاه در قالب يك تفاهم فرهنگي بين دو كشور انجام ‌شده  و يكي از مهمترين تفاهم نامه‌هاي فرهنگي محسوب مي شود .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 14:36  توسط محمد حسين نعيمي  | 

يان ريشار

Yann Richard

 

حوزه تخصصي : تاريخ معاصر ايران ، ادبيات فارسي ، جامعه شناسي مذهبي ' دين در ايران امروز  وجامعه كنوني ايران

شغل و مسئوليت : استاد مطالعات ايران در دانشگاه جديد سوربون

زندگينامه : يان ريشار ، مدير و استاد موسسه ايران شناسي  دانشگاه جديد سوربن ، در سال 1948 در ژونسي فرانسه به دنيا آمد و در سال 1969 موفق به دريافت مدرك كارشناسي در رشته زبان شناسي عمومي از دانشگاه گرونوبل و مدرك كارشناسي ارشد در رشته فلسفه از دانشگاه ليون شد . اواز سال 1972 تا 1974 به مطالعه در زمينه اسلام شناسي و ادبيات فارسي  و عربي در دانشگاه توبينگن ( آلمان )  پرداخت و در سال 1975 موفق به اخذ ديپلم فارسي از موسسه ملي زبان ها و تمدن هاي شرق در پاريس شد . وي در سال هاي 1980 و 1992 دو مدرك دكترا در رشته هاي مطالعات اسلامي و علوم سياسي از دانشگاه سوربن – پاريس و دانشگاه جديد سوربن دريافت كرد . عناوين رساله هاي وي شامل گوهر مراد عبد ارزاق لاهيجي ، فيلسوف ايراني و هويت و نوگرايي در فرهنگ معاصر ايران  مي شود .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 9:13  توسط محمد حسين نعيمي  | 

FRANCIS RICHARD

 

فرانسيس ريشار:ايران شناس و نسخه پژوه برجسته فرانسوى

و مدير بخش هنر اسلامي موزه لوور پاريس

 

فرانسيس ژان اوگوست ريشار در سال ۱۹۴۸ ميلادى در شهر پاريس بدنيا آمد. پس از پايان تحصيلات متوسطه به دانشكده‏زبان‏هاى شرقى پاريس رفت و در سال ۱۹۷۰ در رشته زبان‏هاى فارسى و ادبيات لاتين و يونانى فارغ‏التحصيل شد. او سپس جهت ادامه‏تحصيل به دانشگاه تهران آمد و سال‏هاى ۱۹۷۰ و ۱۹۷۱ را در آن دانشگاه نزد استادانى چون بروجردى، محمدتقى دانش پژوه و ايرج‏افشار به آموزش زبان، تاريخ و نسخه‏هاى خطى زبان فارسى پرداخت. فرانسيس ريشار پس از بازگشت از تهران به تحصيلات خود دررشته تاريخ و زبان‏شناسى در دانشگاه سوربُن پاريس به مدت دو سال ادامه داد. در سال ۱۹۷۴ كتابدار شعبه نسخه هاى خطى كتابخانه ملى فرانسه در بخش شرقى شد و مسئوليت اداره مخزن فارسى و تهيه فهرست آن را برعهده گرفت تا اين كه به رياست كتابخانه شرقى فرانسه برگزيده شد.

وى به سال ۲۰۰۳ پس از بازنشستگى از كتابخانه ملى فرانسه، از سوى ژاك شيراك، رئيس جمهور وقت فرانسه، به سمت مشاور فرهنگى رئيس جمهور و رياست بخش تازه تأسيس هنرهاى اسلامى در موزه لوور پاريس منصوب شد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 15:7  توسط محمد حسين نعيمي  | 

برنارد اوركاد

Bernard Hourcade

 

 

حوزه تخصصي : تحولات سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي و جغرافيايي ايران ، مطالعات شهري ، تغييرات و دگرگوني هاي شهر تهران ، خاور ميانه ، آسياي مركزي

شغل و مسئوليت : رئيس گروه تحقيقاتي " جهان ايران "

 

برنارد اوركاد ، رئيس گروه تحقيقاتي " جهان ايران " و مدير بخش پژوهش هاي مركز ملي پژوهش هاي علمي ( پاريس ) ، دانشگاه جديد سوربن –پاريس سه ، در سال 1964 مدرك كارشناسي خود را در رشته تاريخ و در سال 1968 مدرك كارشناسي ارشد خود را در رشته جغرافيا از دانشگاه بوردو دريافت كرد و در سال 1975 با مدرك دكتري در رشته جغرافيا از دانشگاه سوربن – پاريس فارغ التحصيل شد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 12:42  توسط محمد حسين نعيمي  | 

 

مجتمع ابن سينا در شهرك دانشگاهي بين المللي پاريس

la Fondation Avicenne

 

 

شهرك دانشگاهي بين المللي پاريس ، محل اقامت استادان و پژوهشگران ودانشجويان از مليت هاي مختلف است كه در پاريس به كار تدريس ، پژوهش و تحصيل اشتغال مي ورزند . اين شهرك دانشگاهي مركب از  40 مجتمع است كه توسط كشورهاي مختلف ساخته شده ودرحال حاضر در اين شهرك دانشگاهي حدود 6000 استادوپژوهشگر و دانشجو سكونت دارند .

يكي از مجتمع ها ي اين شهرك دانشگاهي ، مجتمع ابن سينا نام دارد كه به منظور استفاده دانشجويان ايراني درپاريس توسط مهندس معمار ” كلود پاران " به شكل معماري مدرن ساخته شد ودر سال 1969 ميلادي برابر با 1348 شمسي افتتاح گرديد . دولت ايران نيز در آن زمان بابت هزينه اين مجتمع مبلغ ده ميليون فرانك به حساب شوراي دانشگاهي پاريس واريز نمود .

در واقع اين محل توسط ايران بر روي قطعه زميني كه بنياد ملي دانشگاه پاريس در اختيار گذاشته بود ساخته شدو در تاريخ 25 ژوئن 1969 ساختمان آن به انضمام تمامي اثاث و لوازم مربوطه ، به دانشگاه پاريس اهدا وبه مالكيت آن دانشگاه در آمد. از آنجا كه در يكي از شرايط قرارداد چنين ذكر شده بود كه بهره برداري كنندگان اصلي اين مجتمع ، دانشجويان ايراني ( مليت ايراني ) خواهند بود كه تحصيلات آموزش عالي خود را در پاريس مي گذرانند ، تا سال 1972 ميلادي برابر با سال 1351 شمسي ، اداره ي آن را ايران به عهده داشته است . از اين تاريخ به بعد سفير ايران در پاريس ( پاكروان ) طي يادداشتي به رئيس شوراي اداري شهرك بين المللي دانشگاه پاريس اعلام نمود كه از اين پس كمك هزينه مربوط به اداره اين تاسيسات از طرف ايران پرداخت نخواهد شد و از بنياد ملي در خواست نمود هزينه اداري آن را به عهده گرفته و به هر منظوري مي خواهد از آن استفاده نمايد . از اين زمان شوراي اداري شهرك بين المللي دانشگاه پاريس مديريت اين محل را در اختيار گرفته و نام آ ن را كه خانه ايران بود به مجتمع ابن سينا ( FONDATION AVICENNE  ( تبديل نمود .

در حال حاضر اين مجتمع بيشتر جهت اقامت اساتيد ، پژوهشگران ، دانشجويان  و به ويژه دانشجويان خارجي كه دوره هاي كار آموزي كوتاه مدت را مي گذرانند ، استفاده مي شود و نحوه اداره آن نيز بر اساس مقرراتي است كه حاكم بر مجموعه پاويون هايي است كه مستقيما زير نظر بنياد ملي دانشگاه پاريس قرار دارد.

 

اين هم آدرس فونداسيون ابن سينا در پايگاه اينترنتي شهرك دانشگاهي بين المللي پاريس

 http://new.ciup.org/avicenne.htm

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 17:39  توسط محمد حسين نعيمي  | 

 

                                           

                                        

             

مجموعه نسخه هاي خطي فارسي در كتابخانه پاريس ، در زمان نسبتا طولاني جمع آوري شده و قدمت قابل توجهي دارد . از زمان لويي چهاردهم ، در حدود 1660 ميلادي ، اولين مجلد از نسخه هاي خطي فارسي وارد كتابخانه سلطنتي فرانسه شد . بعدها اين كتابخانه در زمان انقلاب كبير فرانسه ، به كتابخانه ملي فرانسه انتقال يافت و هنوز هم به همين نام شناخته مي شود . در زمان انقلاب كبير فرانسه ، تقريبا حدود هزار جلد نسخه خطي فارسي در اين كتابخانه وجود داشته است وبزرگترين مجموعه نسخ خطي فارسي در اروپا به شمار مي آمد. فهرست نگاري از اين كتابها هم ، به دليل ارزش و اهميت آن ، در همان زمان شروع شد و چند تن از پژوهشگران دانشگاهي در آن زمان اقدام به فهرست نويسي و چا پ متون مهم فارسي كردند . آنها هم اهتمام ويژه اي در اين كار داشتند و اين امر بيانگر توجه آنان به تمدن ايران و زبان فارسي بود . علاوه بر اين ، فرهنگ ايران بخصوص ادبيات فارسي بسيارمهم تلقي مي شد . در قرن نوزدهم ، تدريس و تحقيق در باره زبان هاي شرقي و از جمله زبان و متون كلاسيك فارسي ، رونق ويژه اي يافت و كتاب هاي خطي فراواني براي انتشار متن و گرد آوري كتب علمي و آشنايي با فرهنگ هاي مشرق زمين خريداري شد . از طرف ديگر ، توجه خاصي هم به تاريخ هنر ايراني و فارسي بوجود آمد . در پايان قرن نوزدهم ، چند كلكسيون هنر فارسي و اسلامي در اروپا پايه گذاري شد و به يك معنا مسابقه اي بين انگلستان و فرانسه براي جمع آوري آثار و كتب مصور و خطي شرق آغاز شد . با شروع جنگ جهاني اول اين جريان كاهش  پيدا كرد اما توجه به نسخه هاي خطي همچنان تداوم داشته و نه فقط فرانسه بلكه انگلستان ، ايتاليا ، اسپانيا و آلمان و ساير كشور هاي اروپايي نيز هر كدام به نوعي به اين مسا له پرداختند .

كتابهاي خطي موجود در كتابخانه ملي پاريس ، كتابهاي قديمي و ارزشمندي هستند كه بسيار مهم مي باشند . اما در مقابل از ادبيات معاصر ايران تقريبا چيزي موجود نيست . اكثر اين كتابها مربوط به مجموعه كتب كلاسيك هاي زبان و ادب فارسي است . يعني از نظر زماني تا پايان دوره قاجاريه را در برمي گيرد . بسياري از اين كتب از كشور عثماني به فرانسه منتقل شده است . در دوره عثماني كتابخانه هاي مهمي با كتاب هاي ارزشمند فراواني وجود داشته كه بسياري از كتاب هاي فارسي در دوره تيموري يا قبل از آن از ايران خارج شده و پس از انتقال به عثماني در آنجا نگهداري مي شد . منبع ديگر انتقا ل كتب فارسي به فرانسه و اروپا ، هندوستان است . بسياري از كتاب هاي خطي فارسي در كتابخانه هاي شخصي و غير شخصي هندوستان نگهداري مي شد وفرانسوي ها هم در هندوستان حضور داشتند و تعداد زيادي كتاب هاي فارسي را خريداري و به فرانسه منتقل كردند . به اين ترتيب يكي از بزرگترين و بهترين مجموعه نسخه هاي خطي فارسي در كتابخانه ملي فرانسه تشكيل شد .

برخي از كتاب هاي اين مجموعه منحصر به فرد ، برخي از آنها داراي ارزش هنري ، و اكثر آنها داراي اهميت تاريخي و علمي هستند . و اين مركز ، محل مناسبي براي تحقيق در باره فرهنگ ، تاريخ ، هنر و تمدن ايران  و نيز مركز مهمي براي تحقيق در خط ، زبان و ادب فارسي است .

قرار است آمار دقيق آنها با مشخصات تفصيلي هر يك از نسخه ها در آينده در دسترس پژوهشگران قرار خواهد گرفت .

در حال حاضر ،بخش كتابهاي فارسي كتابخانه ملي فرانسه داراي دو قسمت مجزا است. يك بخش مربوط به كتابهاي چاپي است كه در آن مجموعه اي از كتابهاي ضروري فارسي ، در حد امكانات فراهم شده است و در بخش ديگر ، نسخه هاي خطي و مصور فارسي نگهداري مي شود . كار عمده اين بخش كه مي تواند نياز هاي پژوهشگران را برطرف كند ، همان فهرست نگاري دقيق و معرفي اين كتابها است . برنامه هاي ديگر اين كتابخانه ، خريداري مرتب كتب خطي از بازار پاريس و ساير نقاط  جهان و تحقيقا ت روي نسخه هاي خطي و مبادله ي بين المللي در جهت اطلاع رساني در اين زمينه است .

آدرس بخش نسخ خطی کتابخانه ملی فرانسه

http://www.bnf.fr/pages/collections/mssor.htm

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 11:5  توسط محمد حسين نعيمي  |